تبليغاتX
علم ارتباطات - کار کلاسی
Communication Science

2. نظریه هماهنگ کننده معنی از بارنت پیرس و ورنون گرونن

انسان ها در ارتباطات روزمره شان به دنبال راهکارهایی هستند که از طریق آنها به یکدیگر نزدیک شوند، این احساس نزدیکی و صمیمیت، حس امنیت را به آنها انتقال می دهد.

بر اساس این نظریه انسان ها از طریق نقل داستان های حاصل از رویدادهایی که در گذشته برای خود یا نزدیکانشان اتفاق افتاده، به دیگران نزدیک می شوند.

شنوندگان نیز این داستان ها را به گونه ای تفسیر می کنند که به معانی ذهنی خود نزدیک باشد. به این ترتیب حس همدردی و هم ذات پنداری افراد را به هم نزدیک می کند. انسان ها به این طریق به نوعی همفکری، انسجام و همنوایی می رسند. انسان ها در جریان اجتماعی شدن، این شیوه همنوایی را فرا می گیرند و از آن در ارتباطات روزمره بهره می برند.

مثال:حسن ناراحت و غمگین است زیرا هر روز در محل کارش شاهد نقض قوانین و مقررات، دریافت رشوه از سوی همکاران و اتفاقاتی است که ناخوشایندی ارباب رجوع را به دنبال دارد.

از سوی دیگر می بیند همکاران او اعمال خلاف خود را در لوای دستورات مذهبی صورت می دهند و با انجام فرایض دینی، خود را افرادی صالح و متدین معرفی می کنند. این دوگانگی او را آزرده کرده است.

روزی به هنگام بازگشت به منزل راننده تاکسی سر صحبت را باز می کند و حسن نیز ناخشنودی خود از برخورد و رفتار همکاران و ریای حاکم بر روابط آنها را بازگو می کند. راننده تاکسی و دیگر مسافران نیز به بیان داستان هایی مشابه می پردازند و مراتب همدردی با حسن را اعلام می کنند.

پس از آن حسن به اندازه گذشته از روابط ناسالم حاکم بر محیط کارش ناراحت نیست و دریافته زمانی که ناراحتی اش به اوج رسید، می تواند آن را با دیگران در میان گذارد تا آنها با همدردی و همفکری خود موجب شوند ناراحتی حسن کاهش یابد.

 

 

 

3. نظریه فریبکاری میان فردی از بولر و بورگن

بر اساس این نظریه انسان ها در اغلب روابطشان با دیگران، افرادی فریبکار و دروغگو به شمار می آیند.

البته ادامه رابطه و برقراری ارتباط در طولانی مدت، سبب می شود طرفین رابطه شناخت بیشتری از یکدیگر به دست آورند. این افزایش شناخت (اضافه بار شناختی) سبب رسوا شدن فریبکار می شود. اما در اغلب موارد افراد به دلیل اعتمادی که در اثر برقراری ارتباط و پیشینه ذهنی از طرف دیگر رابطه (یعنی همان فرد فریبکار) در ذهن دارند، رفتار او را جدی نمی گیرند و اعمال زشت او را به گونه ای دیگر در ذهن خود توجیه می کنند.

در چنین شرایطی است که فریبکار می تواند با پیش گرفتن رفتاری توجیهی، سوء ظن طرف دیگر رابطه را کاهش دهد.

مثال:مریم و شاهین دو ماه است که با هم ازدواج کرده اند. شاهین پیش از ازدواج با خرید جواهر، لباس های گران قیمت و دعوت مریم به رستوران های بسیار شیک، سعی داشت مراتب احترام و علاقه خود به همسر آینده اش را اعلام کرد. در این مدت مریم نیز با مشاهده رفتار محبت آمیز شاهین به او اعتماد کرد و زندگی مشترک آنها بر مبنای این ارتباط شکل گرفت.

پس از برپایی مراسم عروسی، با وجودی که چند روز از آغاز زندگی مشترک نگذشته بود، بهانه گیری های شاهین آغاز شد. او عقیده داشت مریم نباید بیرون از خانه کار کند و با همکارانش که مردانی غریبه بودند، ارتباط داشته باشد. شاهین دوست نداشت مریم به تنهایی و بدون او برای خرید لباس و وسایل مورد نیازش از خانه خارج شود، علاوه بر این ها او اجازه نمی داد مریم مانند گذشته از لباس های رنگ روشن استفاده کند.

از سویی مریم به واسطه شناختی که پیش از ازدواج از همسرش داشت، همه این محدودیت ها را به حساب علاقه بی اندازه شاهین می گذاشت.

اما با گذشت چند سال از زندگی مشترک، مریم به فریبکاری همسرش پی برد و فهمید کارهای شاهین پیش از ازدواج تنها برای سرپوش گذاشتن بر ناراحتی های روانی و درونی اش بوده و می خواسته اعتماد مریم را جلب کند.

نوشته شده توسط  در ساعت 15:1 | لینک  |