فيلسوفان و مسائل فلسفي
در ارتباطات
نوشته:
جيمز آ. اندرسون و جفري بايم
کار کلاسی
درس نظريه ها و مفاهيم ارتباطات
(انسانی – جمعی)
دوره:
كارشناسي ارشد
(تحقیق در ارتباطات)
زیر نظر:
دكتر غلامرضا آذري
برگردانی از دانشجویان:
عليرضا فدايي
عبدالصمذ يعقوبي
محمد رضا فياض بخش
سپهر دادجوي توكلي
*** اصل منابع این مقاله نزد استاد محترم ((دکتر غلامرضا آذری)) موجود است؛ علاقه مندان می توانند برای اطلاعات بیشتر به آن رجوع کنند.
فيلسوفان و مسائل فلسفي در ارتباطات
عبارت فلسفه ارتباطات مفهومي عميق و مهم از دو جهت است كه هم به عقايد و اصول تقويت شده اي اشاره دارد كه اين عقايد توجيه كننده تمرينات عملي و حرفه اي است و هم به مطالعه اين تفكر و اصول و با وجود بيش از 100 بخش و گروه از چهار انجمن (BEA،AEJMC،NCA،ICA)، مي توان بدون كنايه به اين نكته اشاره كرد كه ارتباطات از نظر فلسفي بسيار غني هستند. همچنين مي توان گفت كه ما همانند رودخانه پلت پهناور و عميق هستيم بدون هيچ كانال مركزي در اين ميان و بدون هيچ محدوديتي.
به عنوان يك رشته مطالعاتي، فلسفه ارتباطات سؤالي بنيادي و مهم را در خصوص مسائل انضباطي و موضوعي مطرح مي كند و همانطور كه مشخص است: فلسفه ارتباطات به طور وسيع به مسائل نظري، تحليلي و سياسي اي مرتبط است كه همانند مانعي در مقابل مرزها و محدوديت هاي مختلفي كه در خصوص مطالعه ارتباطات است، قرار دارد. تعريف اين نوع ارتباط در واقع تلاشي است در جهت ايستادگي در برابر تمام اين مرزها و حدودها. به طور حتم، مهم نيست كه چقدر فضا در نظر گرفته مي شود، هر مقدار تلاش براي بيان"چگونگي فلسفه ارتباطات" يا به اين موضوع معمول مربوط مي شود كه دامنه اين ارتباط براي مطالعه بسيار وسيع است و يا به آزمايشي دقيق راجع به قسمت هاي كمي از اين ارتباط كه ما در هر صورت مورد دوم را انتخاب مي كنيم.
مروري بر فلسفه ارتباطات
بخش اول: فلسفه هاي تأديب
به منظور پرداختن به اين آزمون، ما از چهار مسئله سنتي و مهم وجود، دانش، ممارست در دانش و ارزش و يا به صورت تكنيكي، علم موجودات، معرفت شناسي، رفتار شناسي و ارزش شناسي كه توسط نظريه پردازان ارتباطات اتخاذ مي شوند،استفاده مي كنيم.(آندرسن1996، ليتل جان2000،ميلر2004).
اين مسائل سؤالات مختلفي را در ذهن به وجود مي آورد. از جمله اينكه:لوازم و وسايل لازم را براي اين تحليل و بررسي چيست؟ ويژگي هاي دانش و اطلاعات ما راجع به آنها چيست؟ چگونه مي توان اين دانش را بدست آورد و ارزش و اهميت اين دست يابي چيست؟
پاسخ به اينگونه سؤالها باعث به وجود آمدن گفتگوهاي تأثيرگذار و مهمي مي شود، به اين دليل كه فيلسوفاني كه داراي شأن و ارزش هستند، به هر كدام جايگاهي خاص مي دهند يعني آنها را تقسيم بندي مي كنند. به عنوان مثال: (بِرگون1989،كاپلن2001،كِريگ1999،هِرن1999،كابل فِلشر2002،پَويت1999).
مثلاً تفاوت بين يك آموزگار فن بيان و يك ارتباط شناس،چهار مسئله فلسفي ارتباط را معين كرده و هر كدام به وسيله تسهيلات اجرايي،فضاي تأديبي و انضباطي خاصي را تعريف مي كنند.
اعضاي جامعه ارتباطات در هر كدام از اين 4 مسئله جايگاهي خاص دارند اما براي دست يابي به هدف هاي اين مرور، هر كسي مي تواند به راحتي 2 موقعيت اصلي متفاوت را دارا باشد. در رفتار شناسي، ما اينگونه تقسيم بندي مي كنيم كه آيا وسايل و لوازم تحليل و بررسي ما وجودي مستقل دارند و يا وجودي از پيش تعيين شده توسط افرادي خاص. از يك سو در بحث مسائل پايه اي و بنيادي،تصور مي شود كه بن و شالوده اين بحث با مواردي تشكيل شده كه مرزهاي قابل تغيير را نشان مي دهد و نسبتاً به صورت محكم و استوار و الگوهايي قابل مشاهده وجود دارد. از سوي ديگر در بحث بازتابي(واكنشي)- مطرح كردن پرسش هايي در اين زمينه با در نظر گرفتن الگوهاي آوايي سخن، زبان و ممارست انسان، پاسخ داده مي شوند.
در شناخت شناسي، تقسيم بندي بين يك شالوده و بنياد و يك ساختار شناسي اجتماعي وجود دارد كه تقسيم بندي اي مشابه است و اين بن شناسي علم و دانش را به عنوان امري مشابه بين خيال ذهني و يك چيز مستقل واقعي بنا مي كند و ساختار شناسي اجتماعي، دانش را به طور همزمان به عنوان امري اساسي و فراهم شده در دستاوردهاي اجتماعي به حساب مي آورد.
در رفتار شناسي، بيشتر افراد با كشمكش هاي كمي و كيفي آشنا هستند، اما به نظر مي رسد كه اين بحث آنقدر آشنا نباشد و نزاع اصلي بر سر جداسازي مفهومي /تجربي قديمي باشد كه آيا ادعاها بايد در مشاهدات و يا عقايد ثابت بشوند يا نه.
نهايتاً در ارزش شناسي، تقسيم بندي بر سر عيني بودن و يا ذهني بودن است . عامل اول،دانش را به عنوان بياني بي طرف(بدون جانبداري) و توضيح هر آنچه كه هست، معرفي مي كند. در صورتي كه ذهني بودن، نه تنها راجع به بياناتي كه وجود دارند، بلكه راجع به چيزهايي صحبت مي كند كه بايد وجود داشته باشند.
قلمروهاي فلسفي
فهميدن اين مطلب كه علم موجودات و شناخت شناسي از يك طرف و مسائل موجود در ارزش شناسي و رفتار شناسي از سوي ديگر به يكديگر وابسته هستند، مستلزم فعاليت زيادي نيست. اگر كسي طرحي از اين مسائل را به روي كاغذ بياورد، با نقشه اي كه شبيه به شكل 1 است ،مواجه مي شود.
بنیادی مدرنیست: اطمینان بی اهمیتی محصورشدگی قلمرو فلسفی تجربی تحلیلی انعکاسی مزيت ها: مشاهده، اندازه گیری، حضور،تجربه مزيت ها: نظریه،چهارچوب،مفاهیم،ارزش ها پست مدرنیست: پاک شدگی نمایندگی نامعلومی
شکل1: قلمرو فلسفی تحقیقات مربوط به ارتباطات
اولين عملكرد شكل1،توليد اين چهار مورد است كه هر كدام با توجه به موقعيت خود در اين دايره توصيف مي شوند. اين دايره از بالا به پايين به دو قسمت تجربي/ تحليلي(واقع گرائي/ ايده آليست) تقسيم مي شود كه بخش بالايي آن با امتيازات مشاهده، اندازه گيري،حضور و تجربه و بخش پاييني آن با نظريه ها بنيادي ، مفهومي و ارزشي سر و كار دارد. و از راست به چپ به دو قسمت بنيادي/ بازتابي(مادي/ساختاري) تقسيم بندي مي شود كه مي توان عنوان مدرنيست و پست مدرنيست را هم دارد كه دو قسمت مدرنيست از نظر اطمينان، رابطه علي و معلولي و محصورشدگي و پست مدرنيست از نظر پاك شدگي، پيشكاري و نامعلومي با هم متفاوت هستند. در نتيجه، چهار عنوان داريم كه هر كدام با توجه به موقعيت خود توصيف مي شوند: بنيادي/ تجربي- بنيادي/تحليلي- بازتابي/تجربي- و بازتابي/تحليلي
اعضاي فلسفي
براي آزمون اين چنين نقشه ابتكاري بايد اين نكته را در نظر گرفت كه آيا مي تواند به خوبي اجزايي را در درون خود جاي دهد. شكل 2 پراكندگي اجتماع اعضاي دانش پروژه را در هر ربع از دايره نشان مي دهد. گواه اين شكل اين است كه اعضايي كه در بين يكديگر شباهتهايي پيدا مي كنند در يك گروه و آنها كه جدا هستند در ربع ديگر دايره قرار مي گيرند.
بنیادی مدرنیست: اطمینان بی اهمیتی محصور شدگی نژادشناسی،مطالعات مربوط به اجرا(اجرایی) رفتارهای اجتماعی،ساختار شناسی،تحلیلات مربوط به مکالمه و صحبت، رمزشناسی،اجتماعی،مقابلات سمبلیک رفتارشناسی،زبان شناختی،عصب شناسی، ساختار شناسی، بنیاد شناسی،انسان شناسی مادی، مثبت نگری، تأثیرات پیام، فرم و مجامع نابودسازی،زن گرایی،مارکسیم فرهنگی،پست مدرنیست،سیاست خود دسته ها،مطالعات مقاومتی، ساختار شناسی نظریه های اساسی، مارکسیسم،مطالعات فرهنگی، زن گرایی، نظریه های شخصیت، انتقاد، نظریه ادبی مطالعات فصاحت قلمرو فلسفی تحلیلی انعکاسی پست مدرنیست: پاک شدگی نمایندگی نامعلومی تجربی
امتیازات:چهارچوب ها، مفاهیم،ارزش ها
شکل2: اجتماع محققان
تحليل و بررسي قلمرو عبارت فلسفي
قدم نهايي در اين تحليل و بررسي، رسيدگي به نمونه اوليه هر فلسفه اين ربع دايره هاست. براي نشان دادن اين عبارت يا اصطلاحات، تعداد زيادي عوامل يكسان و همانند وجود دارد. ما در اين ميان 5 مورد را انتخاب كرده ايم: ويژگي نظريه اي كه از محدوده فلسفي ناشي مي شود، روشي معمول كه با نوع نظريه مرتبط مي شود،نوع بحثي مع به منظور پيشبرد نظر و ادعاها استفاده مي شود، هدف از اين نظريه و پنداشت هايي اساسي راجع به واقعيتي كه اين نظريه در برمي گيرد. شكل 3 اهميت و ارزش هايي را نشان مي دهد كه در هر ربع از دايره ظاهر مي شوند.
امتيازات : مشاهده، حضور، تجربه
تبادلی،ذهنی،تعبیری،محلی درونی،درک اجتماعی از فعالیتهای انجام شود بدیهی،غیرمهم CT: عینی،بدیع MT: کلی،استدلالی PA: پیش بینی، کنترل GT: ثابت،هدفمند،مادی CR: نقطه ثابت،فعال از نظر سیاسی مهم،ایدئولوژیکی تخلیص فرهنگی ارزش بر طبق تغییرات اجتماعی تهیه شده از نظر فرهنگی منطقی، رسمی CT: پیشگویی،جهانی MT: جهانی،عقلانی PA: طرحهای غیرعملی،بازخریدنی GT: اقتصادی،سیاسی و ارتباطات CR: قلمرو فلسفی تجربی تحلیلی انعکاسی بنیادی
مزیت ها: چهارچوب، مفاهیم،ارزش ها
ویژگی نظریه CT:
روش نظریه MT:
عمل بحث PA:
هدف نظریه GT:
ویژگی واقعیت CR:
شکل 3: الگوهای هر محدوده فلسفی
به منظور آزمودن صوت(طنين) تجربي، ما از عبارت"نظريه ارتباطات" استفاده مي كنيم. ما در اينجا 94 ورودي را انتخاب كرديم كه موارد تشكيل دهنده آنها شامل 5 ماده يكسان مي باشد. بنابراين در ابتدا 10 ماده برداشته شد، زيرا كه معلوم شد به درستي جايگاه اصلي خود را نشان ندادند. اگر چه ما اعتقاد داريم كه اين اطلاعات با فعاليت هر ربع دايره هماهنگي دارد اما هيچ ادعاي بنيادي/ تجربي راجع به اينها نداريم. بنابراين چهار بخش بعدي، نشان دهنده چهار قسمت اين دايره مي باشد كه داراي ارزش هايي خاص بوده و تحليلي بر روي ورودي هاي كدگذاري شده در هر قسمت انجام مي دهند.
بنيادي/ تجربي- اين قسمت مركز تحقيق به حساب مي آيد كه به قسمت مركز"علم" سوق داده مي شود ارزش هاي علوم مادي را منعكس مي كند. ويژگي اوليه اين نظريه در اين بخش از دايره بديهي و علّي است؛ روش اين كار كه بديهي و داراي وزن است و همچنين بحث در اين مورد كه استدلالي تعميم يافته و منسجم است باعث بوجود آمدن پيش بيني هاي حساب شده و نسبتاً واقعي مي شود.
33 ورودي، تحت عنوان:"نظريه ارتباط"، ضوابط و معيارهاي اين قسمت را رعايت مي كنند. 17 ورودي از محدوده شخصي موضوع انتخاب مي شوند، 14 ورودي از ارتباط مياني و 2 وروديِ شناختي از ارتباط سازماني.
جدول شماره 1 ترسيمي از اين ورودي ها را نشان مي دهد.
بنيادي/ تحليل- اگر مورد ذكر شده در بالا مركز تحقيق علمي به شمار برود، اين قسمت مركز تحقيق فلسفي به حساب مي آيد. نظريه مربوط به آن رسمي،با ارتباطي منطقي و با هدفي صادقانه راجع به عمومي بودن زندگي بشر است. بحث هاي مربوط به اين عنوان،جهاني و بسيار منطقي است و راه حل هاي مؤثري ارائه مي دهد و در ارتباطات مربوط به قدرت، سياست و اقتصاد، به خوبي عمل مي كند. 24 ورودي نشان دهنده اين بخش فلسفي بودند. 11 ورودي اطلاعاتي راجع به فرهنگ مي دادند.6 ورودي راجع به علم فصاحت و بلاغت (علم بديع)، 3ورودي راجع به طرفداري از زنان(فمينيسم)، 3ورودي راجه به رفتار اجتماعي و 1 ورودي راجع به رسانه ها. جدول شماره 2 گوياي اين مطلب است.
بازتابي / تجربي- بازتاب يك شناخت است و دانش ما، بخصوص از وسايل مربوط به بشر، دانش بشري است. ما اين دانش را به وجود آورده، اصطلاحات مربوط به آنرا تركيب كرده و در همه سطوح به وسيله آن شركت مي كنيم. در برنامه هاي نيرومند و سخت، مورد بازتابي يا واكنشي، پيوستگي دانش را رد كرده و شكست علوم اجتماعي را هم به منظور يكي شدن و هم به منظور دستيابي به موقعيتي برتر، تصديق مي كند.
نظريه تجربي با در نظر گرفتن موقعيت نظريه پرداز،نظريه اي مهم از پايين به بالا(از جزء به كل )است. اين روش، روشي براي دستيابي به نظريه هاي جامعه شناسي و فرهنگي توسط محقق است اين نظريه ها، مكاني (محلي) است با بياني كه به سمت بصيرت و دركي كه زندگي واقعي ما بر پايه آن بنا شده است، معطوف گرديده است. 30 ورودي مربوط به اين قسمت است.10 ورودي بيان كننده مطالعات سازماني و 3 ورودي بيان كننده مطالعات شخصي است. جدول 3 نشان دهنده اين موضوع است.
بازتابي/ تحليلي- نظريه قبل نظريه اي بازتابي بود در حاليكه در اين قسمت مركز تحقيق علمي است. در اين بخش، تحقيق جنبه اي سياسي دارد و تغييرات اجتماعي را داراي معني مي سازد. مي توان گفت كه هر بخش راجع به مسائل سياسي صحبت مي كند اگر در ارتباط با مسئله اي ديگر نباشد. 2 چيز در اين قسمت تغيير مي كند: 1- ويژگي ماده مورد نظر و ديگري تغيير از مكاني كه به نظر درست است به مكاني كه به طور حتم درست و منطقي است. اين نظريه معطوف به فعاليت هاي سياسي اي است كه از روش هاي ايدئولوژيكي و انتقادي براي دستيابي به مؤلفه هاي فرهنگي و ادعاهاي شناخت شناسي استفاده مي كند كه اين امر باعث به وجود آوردن تغييرات اجتماعي در زندگي فرهنگي است. 15 ورودي نشان دهنده فلسفي بودن اين بخش است. در اين قسمت تفاوتي قابل توجه وجود دارد. 4 ورودي سازماني است، 5 مورد با مسائل شناخت شناسي مرتبط است، 3 ورودي مربوط به مطالعات مربوط به جنسيت،3 ورودي مرتبط با رسانه ها و 2مورد مربوط به مطالعه زندگي است. جدول 4 اين اطلاعات را در اختيار ما قرار مي دهد.
