استاد حسین کیانی و ترجمه یِ کتاب "تنوع تجربه یِ دینی" اثر ویلیام جیمز از انتشارات حکمت

به مناسبت پُست جدید "آشنایی با ویلیام جیمز" که به تازگی در این سایت به معرض مرور گذاشتم و با اجازه از دوست و همکار گرانقدرم استاد حسین کیانی مترجم کتاب برجسته ی "تنوع تجربه یِ دینی" که امسال در نمایشگاه کتاب در غرفه ی انتشارات حکمت عرضه شد و به باور من بسیار کتاب مّهم و اثر گذاری بر خود من بوده است، تصمیم گرفتم که مصاحبه ی کامل با ایشان را که از طرف ایبنا صورت گرفته،به طور کامل و با رعایت اصل امانت داری در تکمیلِ پُست ویلیام جیمز به بهانه یِ معرفی کامل تر  به اشتراک بگذارم. امید آنکه با خواندن این مصاحبه عمیق و جذاب هماره آموزه هایتان افزونتر شود. با احترام -غلامرضا آذری


انسان معاصر سرخورده از تحریف دين، مخاطب اصلي ويليام جيمز است

26 خرداد 1391 ساعت 12:44
مترجم كتاب «تنوع تجربه ديني» ويليام جيمز گفت: جيمز معتقد است دينداري آثار مثبتي بر زندگي انسان و جامعه دارد، اما تعريف او از دین بر رابطه شخصی انسان با خدا استوار است؛ در صورتی که دین در تعریف اسلامی تمام حوزه‌های حیات انسانی را دربرمی‌گیرد شايد جيمز شرایط و ویژگی‌های انسان معاصر سرخورده از تحریف دين را در نظر گرفته كه چنين تعريفي را ارايه كرده است.-
حسين كياني، مترجم «تنوع تجربه ديني»، در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، عنوان كرد: سال 1367 ترجمه آزادي از شش بخش از قسمت‌هاي اول و آخر اين كتاب با عنوان «دين و روان» توسط آقای مهدی قاینی انجام و از سوی انتشارات دارالفکر قم منتشر شده بود، اما تاكنون ترجمه‌اي كامل، دقيق و امانت‌دارانه از تمام بخش‌هاي اين اثر  انجام نشده بود. اين در حالي است كه كتاب «تنوع تجربه ديني» يكي از منابع مهم فلسفه دين است و در مباحث اين حوزه بسيار به آن اشاره مي‌شود. كتاب ديگري كه با اين اثر اندكي ارتباط دارد، «تنوع دين در روزگار ما» اثر چارلز تیلور با ترجمه مصطفي ملكيان است كه به بحث درباره تنوع تجربه ديني ویلیام جیمز و نقد آن مي‌پردازد.

وي درباره محتواي کتاب «تنوع تجربه دینی» توضيح داد: اين كتاب نحوه مواجهه انسان با امر قدسي و چگونگي برقراري اين مواجهه را بررسي مي‌كند و از همين رو، تعريفي از دين نيز ارايه مي‌دهد.
 
مترجم كتاب «شیوه‌های تفکر ملل شرق» به تعريف جيمز از دين و تفاوت‌هاي آن با تعريف مسلمانان از دين اشاره كرد و گفت: تعریف جیمز از دین، بیشتر فردی و باطنی و احساسی و عاطفی است و به طور عمده بر رابطه شخصی و خصوصی انسان با خدا استوار است. اين در حالي است كه دین در تعریف اسلامی ما، تمام حوزه‌های حیات انسانی اعم از فردی، باطنی و اجتماعی و حتی گستره آن تا جهان آخرت را در بر می‌گیرد و برای تمام راه انسان از خاک تا ملکوت برنامه دارد.  لذا به عقیده من نقدهای جدی به آرای جیمز وارد است. در هر حال او شرایط و ویژگی‌های انسان امروز سرخورده از تحریف ساحت ناب دینی را مطرح می‌کند.
 
اين مترجم به چگونگي ارتباط مباحث فلسفه دين در اين اثر با علم روانشناسي بر اساس دیدگاه جیمز اشاره كرد و گفت: سخن گفتن از نحوه مواجهه انسان با امر قدسي، ما را وامي‌دارد تا به آن دسته از كيفيات ذهني، رواني، روحي و اخلاقي انسان نيز بپردازيم كه در مواجهه او با امر قدسي و تفسير آن به كار مي‌آيند. اين بخش از بحث ناگزیر با روانشناسي پيوند مي‌خورد و حتي در برخي مواقع با بحث سيستم‌هاي عصبي و اختلالات آن و حتي مباحث روانپزشكي و پزشكي نیز براي درك مسايل فوق طبيعي ارتباط پيدا مي‌كند.

به گفته كياني، ماهيت امر قدسي يا امر ديني به‌گونه‌اي است كه ما را به حوزه‌هاي دين، عرفان و فلسفه مي‌برد و وقتي وارد حوزه فلسفه مي‌شود، مرادش از فلسفه، فلسفه دين است. به همين دليل اين اثر چند حوزه بحث را دربرمي‌گيرد كه همه آن‌ها به نحوي با انسان، عالم هستي، خدا يا امر قدسي پيوند مي‌خورند.  

مترجم كتاب «لذت و رنج تنهایی» درباره صريح‌ترين نظريات جيمز در اين اثر گفت:‌ آن‌چه جيمز با طرح مباحث اين اثر جست‌وجو مي‌كند، تعيين جايگاه دين در زندگي بشر و بررسي تاثير آن ارزش‌ها و ملاك‌هاي دیني در زندگي واقعي انسان است. او مي‌كوشد از اين طريق دريابد كه يك فرد دیندار یا در حد اعلای آن یک عارف یا قديس با يك انسان عادي چه تفاوتي دارد و اثربخشي آنان در يك جامعه انساني چگونه مي‌تواند باشد و اين‌كه آيا تاثير امر قدسي در مواجهه او با جامعه، عيني و واقعي است يا يك توهم است.

كياني افزود: جيمز بر اين باور است كه نگرش ديني يا دينداري آثار پربركت، اثربخش، تغييردهنده و موثر و واقعي بر انسان و جامعه انساني دارد، اما همواره معتقد است اين اثربخشي دامنه بسيار وسيع و متنوعي دارد و خيلي زود نبايد درباره مصداق‌هايش حكم صادر كرد، بلكه بايد با تامل، تدبر و مطالعه بسيار اين امور ديني و فرآيندهاي آن را تحليل كنيم. 

وي در پاسخ به اين سوال كه به نظر جيمز كدام خاصيت دين و دينداري سبب بهبود كبفيت زندگي و جامعه مي‌شود، گفت: او به طور کلی معتقد است که جهانی که در آن زندگی می‌کنیم معنا و حقیقت خود را از عالمی بسیار گسترده‌تر و روحانی‌تر می‌گیرد و هدف نهایی و حقیقی ما باید اتحاد یا ایجاد رابطه هماهنگ با آن عالم برتر باشد. لذا دعا و مراوده درونی با آن ساحت مقدس منشا اثر روانی و حتی مادی در حیات انسانی می‌شود و میل و رغبت تازه‌ای به زندگی و احساس اطمینان و آرامش و مهر و محبت به دیگران را به آدمی می‌بخشد.

مترجم كتاب «صفات خداوند» يادآوري كرد: جيمز نه كشيش است و نه عارف، ولی همواره دغدغه فهم احوال صاحبان تجربه دینی و عرفانی را دارد. رشته اصلي‌اش روانشناسي است و به همراه جان ديويي، از مهم‌ترين بنيانگذاران فلسفه پراگماتيست به حساب مي‌آيد. او همچنين اثري با عنوان «اصول روانشناسي» دارد كه كتابي بسيار مفصل است و بيش از هزار صفحه را شامل مي‌شود. لازم به توضیح است که جلد اول این کتاب را نيز با همکاری نصرالله قاسم‌پور ترجمه کرده‌ایم که امیدوارم در آینده نزدیک از سوی انتشارات حکمت چاپ و منتشر شود. 

از كياني سوال كرديم: عده‌اي معتقدند كه بايد كتاب‌هاي انديشمندان ملحد نيز در كنار كتاب‌هايي مانند «تنوع تجربه ديني» كه مهر تاييد بر پذيرش امر قدسي مي‌زنند، منتشر شوند تا موضوعات مورد اعتراض دينداري را بهتر بفهميم، شما چه پاسخي به اين افراد داريد، گفت: معمولا نويسندگاني كه در حوزه فلسفه دين مي‌نويسند، نظرات مخالف را نيز در كتاب‌هايشان ذكر مي‌كنند تا از اين طريق، دفاع‌هايشان را ارايه كنند. فكر مي‌كنم اين‌كه كتاب‌هاي ملحدان را نيز منتشر كنيم كار درستي نيست، بلكه بهتر است هر دو نظر را در يك كتاب مطرح كنيم تا خواننده چالش‌هاي مربوط به دينداري و استدلال‌ها و مباحث دينداران و ملحدان درباره آن‌ها را يك‌جا در اختيار داشته باشد تا بتواند خودش به قضاوت تجزيه و تحليل آن‌ها بپردازد.

كياني تصريح كرد: اگر تنها نظرات ملحدان يا فلاسفه دين را ارايه كنيم، چندان براي خوانندگان آموزنده نخواهد بود. سارتر فيلسوفي به اصطلاح الحادي است و تقريبا تمام آثارش به فارسي ترجمه شده‌اند. اما او به بحث خدا و وجود خدا از منظر اگزيستانسياليسم نگاه مي‌كند و معتقد است انسان‌ها به تنهايي امكانات مختلفي دارند كه ماهيت آن‌ها توسط طبيعت، خدا يا مراجع ديگر تعيين نشده‌اند. انسان وجودش را خودش نساخته است  ولی ماهیتش را خودش باید رقم بزند. سارتر با اين ديد بحث ضرورت خدا را كنار مي‌گذارد، اما در تمام آثارش ناخواسته در حال نظریه‌ورزی برای ساختن یک ایده یا خدایی است تا ارزش‌های انسانی از قبیل آزادی و مسولیت و صداقت را به‌گونه‌ای توجیه کند. سارتر در بخشی از کتاب معروفش «هستی و نیستی» می‌گوید «انسان بودن به معنی کوشش برای خدا شدن است یا بهتر بگوییم انسان اساسا میل به خدا شدن است.»
 
مترجم كتاب «ایمان و عقل» ادامه داد: مقصودم از اشاره به انديشه سارتر اين است ‌كه نشان دهم حتي فردي كه می‌خواهد به نوعي خدا را كنار بگذارد، تا چه اندازه نیازمند خداست. باید آرا و اندیشه‌های گوناگون را به طور عمیق بخوانیم و واکاوی کنیم حتی اگر به ظاهر مخالف ذهنيت ما باشند. این تنها راه شناخت ژرف از مسایل است.

چاپ نخست كتاب «تنوع تجربه ديني» اثر ویلیام جیمز كه يكي از آثار كلاسيك در فلسفه دين و روانشناسي ديني قلمداد مي‌شود، با شمارگان 1500 نسخه، در 578 صفحه و به بهاي 17 هزار تومان از سوي چاپ انتشارات حكمت منتشر شده است.

ویلیام جیمز : بنیانگذار مکتب اصالت عمل

Wm james.jpg

ویلیام جیمز (William James، ۱۸۴۲-۱۹۱۰) بنیانگذار مکتب پراگماتیسم می‌باشد. وی در زمینه روانشناسی و فلسفه مطالعات عمیقی داشته و به عنوان پزشک نیز به فعالیت مشغول بوده است. فلسفه پراگماتیسم وی را «عملگرایی» و یا «اصالت دادن به عمل» در زبان فارسی ترجمه کرده اند. ولی در یک نگاه اجمالی ویلیام جیمز منشأ حقیقت را در « سودمند بودن» یک امر و یا قضییه می‌دانست. حقیقت به چیزی اطلاق مشود که «سودمند» و یا «عملی» باشد. چیزی که «سودمند» نیست نمی‌تواند «حقیقت» باشد. به همین منظور طرفداران این مسلک را امروزه «عملگرا»‌ها می نامند. در زبان روزمره به چیز و یا کسی که به منافع قابل دسترسی کوشش می‌کند عادتاً «پراگماتیست» می‌گویند.ویلیام جیمز در نیویورک سیتی به دنیا آمد. مادرش مری رابرتسون والش جیمز و پدرش هنری جیمز (بزرگ) عالم روحانی و پیرو فلسفه سوئدنبرگ [۱] بود. ویلیام، بزرگترین فرزند از پنج فرزند خانواده به شمار می آمد. یک خواهر و سه برادر داشت. یکی از برادرانش موسوم به هنری جیمز (کوچک) رمان نویس مشهوری شد. خانواده او خانواده ای بااستعداد، استثنایی و فعال بودند. ویلیام جیمس به همراه برادر کوچکتر خود هنری جیمس موفقیت‌های بسیاری را کسب کردند.

تحصیلات رسمی ویلیام جیمز به طور منظم صورت نگرفت. دانش اندوزی واقعی او در محیط خانواده آغاز شد زیرا دوستان هوشمند و فاضل پدرش غالباً به خانه آنان می آمدند و درباره موضوع‌های گوناگونی بحث و گفتگو می کردند. ویلیام جیمز در مدارس سوئیس، آلمان، فرانسه و انگلستان تحصیل کرد و علاقه خاصی به علوم طبیعی و نقاشی در او بیدار شد. در سال ۱۸۶۰ آموزش رسمی را برای نقاش شدن آغاز کرد ولی دشواری کار به او فهماند که نقاش شدن کار او نیست. لذا پس از یک سال وارد دانشکده «علوم لارنس» در هاروارد شد؛ اما در سال ۱۸۶۴ تغییر رشته داد و به دانشکده پزشکی رفت.

در مأموریتی به برزیل، دچار بیماری آبله شد و از آن زمان تا اواخر عمرش این بیماری بارها عود کرد. درجه دکترای پزشکی اش را در سال ۱۸۶۹ دریافت کرد و پس از گذراندن یک دوره عود بیماری آبله، کار تدریس در دانشگاه هاروارد را آغاز کرد؛ ابتدا آناتومی و فیزیولوژی، سپس روانشناسی و بالاخره در سال ۱۸۷۹ فلسفه تدریس کرد.هنگامی که در سال ۱۸۷۸ ازدواج کرد، به نظر می رسید که تندرستی و روحیه فعال خود را نه تنها حفظ کرده، بلکه سالم تر و فعال تر شده است. او تدریس کرد، به شاگردانش دانش آموخت، سفرها کرد، به شهرت و آوازه رسید، و انگیزش فکری عظیمی را در محفلی از دوستان و همکاران برجسته و فاضل خود پدید آورد و نیز از محضر آنان نیز بهره‌ها برد. فیلسوف بزرگ عصر و زمانه اش بود. وی فلسفه پراگماتیسم را که از سوی همشهری امریکایی اش چارلز ساندرز پیرس باب شده بود، پذیرا شد و آن را بسط و توسعه داد. در واقع ویلیام جیمز بنیانگذار مکتب پراگماتیسم می باشد.

پذیرش کثرت، سیلان و صیرورت و نامتعین بودن همه چیزها و یک دیدگاه واقع بینانه و مبتنی بر عقل موجود - نسبت به همه جنبه‌های تجربه بشری - در کانون تفکر او قرار دارد. اما این هرگز موجب نمی شود که فلسفه وی یکنواخت و دنیوی شود. او معتقد بود که اگر فکر و اندیشه ای مؤثر واقع شود، از نوع فکر و اندیشه واقعی است؛ و مادامی که سبب ساز دگرگونی در زندگی شود، پرمعنا و ارزشمند خواهد بود. از نگاه او، حقیقت یک امر مطلق ثابت و تغییر ناپذیر نیست بلکه در اثر فعالیت انسان ابداع یا ایجاد می شود. علاوه بر آن، بین حقیقت و خیر پیوندی تنگاتنگ وجود دارد: آنچه حقیقت است تبدیل به خیر می شود.

دغدغه نهایی او یک امر اخلاقی است. او می خواهد روشی فلسفی را برای زندگی و نیز انسانها ارائه دهد. شیوه زنده و با روح کلام و نوشتارش، وی را در نزدهمگان محبوب کرد.

تکمله:

  • پراگماتیسم

پراگماتیسم (یا مکتب اصالت عمل). "اصالت عمل" نامی نوین برای برخی شیوه های اندیشیدن، درس گفتار های عمومی در فلسفه [Prognatism، a New Name for some Old Ways of Thinking: Popular Lectures on Philosphy]. این کتاب، که در ۱۹۰۷ انتشار یافت، مجموعه‌ای از سخنرانی هایی است که ویلیام جیمز، در ۱۹۰۶-۱۹۰۷ ایراد کرده است.(پراگماتیسم از کلمه یونانی «پراگما» [۲] به معنای عمل است، و کلمه‌ای است که نخستین بار چارلز پیرس [۳] انگلیسی در مقاله معروفش با عنوان چگونه می‌توان افکار خود را روشن ساخت، به کار برده است. پیرس دراین مقاله ثابت می‌کند که برای شکافتن یک فکر کافی است که به تعیین رفتاری که این فکر برمی‌انگیزد، بپردازیم). این اصل که بیست سال بعد، ویلیام جیمز بحث درباره آن را از سر می‌گیرد در اندک زمان به نحو گسترده‌ای رواج می‌یابد. دقیق‌تر بگوییم، اصطلاح «پراگماتیسم» فقط به این جریان که در دهه‌های آخر قرن نوزدهم به خصوص،به همت جیمز و دیویی [۴] اروپا را فرا گرفت اطلاق می‌شود. جیمز از این اصل آغاز می‌کند که هیچ‌یک از نظام های فلسفی که تا این زمان پیشنهاد شده است، قانع‌کننده نیست، زیرا مذهب اصالت تجربه غیرانسانی و غیردینی است ؛و مذهب اصالت عقل از صفت عینی عالم واقع غافل است. «هیچ نظریه‌ای نسخه مطلق واقعیت نیست»؛ همه نظریه‌ها جنبه سودمندی دارند و بیشتر صورت های ذهنی سازگاری با واقعیت‌اند تا جلوه‌ها و پاسخ به معمایی که از سوی الوهیت طرح شده است. مذهب اصالت عمل تنها فلسفه‌ای ست که در دسترس آدمی است، زیرا سعی ما در راه شناخت در هر قدم بر اثر ترجیحات و منافع و نیازهای ما تحریض و هدایت می‌شود. به همین جهت، جیمز به جای این‌که اصل فکری و عقلی به اکمال غیرشخصی را ملاک حقیقت انگارد، فلسفه‌ای را می‌پذیرد که با احتیاجات و تمّنیات ما مطابقت دارد. برطبق اصول مکتب اصالت عمل، هرگاه نتایج فرضیه‌ای در زندگی سودمند باشد ، نمی‌توان آن را طرد کرد. بدین ترتیب در شیوه تفکر ما، امر حقیقی و درست تنها آن چیزی است که در شیوه عمل مناسب باشد. حقیقت یک تصور صفتی از این تصور نیست، بلکه حقیقت بر تصور ما «فرود می‌آید»، و آن‌گاه تصور حقیقی می‌شود و حقیقت خود را از حوادث می‌گیرد. بنابراین، فلسفه امر حقیقی را مشاهده نمی‌کند، بلکه آن را خلق می‌کند: «ما قطعه‌ای از سنگ مرمر را دریافت می‌کنیم، اما مجسمه را ما خود می‌تراشیم.» ؛ملاحظه می‌کنیم که در این شرایط، جیمز در تاریخ فلسفه تنها میان مزاجهای فردی تعارضی می‌بیند که از ظریف (مکتب اصالت عقل) به وحشی (مکتب اصالت تجربه) ادامه دارد. بنابراین، مذهب اصالت عمل به جای جستن انسجام مطلقی سعی دارد که برخوردهای میان مکاتب مختلف را تعدیل کند. این فلسفه توانسته است نوعی روش عینی- ملموس باشد که معرفت را صورت ساده‌ای از سازگاری حیاتی می‌بیند؛ با این همه، هدف آن عالی‌تر است و می‌خواهد ضابطه عمل را به مقام ضابطه عینی ارتقا دهد. به همین جهت، فلسفه عملی به نوعی فلسفه انسانی تعبیر می‌شود که فرق دقیق آن برحسب آرمان زندگی فلاسفه مختلف که مبلغ آن‌اند، متغیر است. در نظر جیمز، این مکتب رنگ فلسفه روحی (اسپیریتوئالیسم) [۵] به خود گرفته است.

منزل ویلیام جیمز

در سال ۱۸۹۹ که ویلیام جیمز سرگرم بالا رفتن از کوهی در نزدیکی خانه اش در نیوهمپشایر بود، راه بازگشت خود را گم کرد. تلاش شدید او برای یافتن راه بازگشت از کوه مزبور، موجب تشدید ناراحتی قلبی اش شد. در طول دو سال آینده، هماره زمین گیر بود. اما به ناگهان و در کمال حیرت، بهبود یافت و توانست به هاروارد برگردد و شغل پرمشغله تدریس را از سر گیرد.

در سال ۱۹۰۷ بازنشسته شد و در ۱۹۰۹ کتاب "یک جهان کثرت گرا" [۶] را انتشار داد؛ وی در این اثر به طرز درخشانی به آثار هگل، فخنر [۷] و برگسون پرداخته است. پس از چند ماه، ناراحتی قلبی او دوباره بروز کرد و در ۲۶ اوت ۱۹۱۰ در خانه اش، واقع در نیوهمپشایر، درگذشت.

پی نوشت

  1. Swedenborg
  2. Pragma
  3. Charles Peirce
  4. Dewey
  5. Spiritualisme
  6. A pluralistic universe
  7. Fechner