اصطلاح فلسفه تحلیلی نیاز به ایضاح مفهومی دارد و معمولاً سه معنا را در دل خود نهان دارد: فلسفه تحلیلی به ‌مثابه آموزه، فلسفه تحلیلی به ‌مثابه روش و فلسفه تحلیلی به ‌مثابه سنت.
آموزه‌هایی که فلسفه تحلیلی لقب می‌گیرند پوزیتویسم منطقی و اتمیسم منطقی هستند. با دقت کمتر این اصطلاح به فلسفه زبان رایج و فلسفه حس مشترک یا تلفیقی از این فلسفه‌ها اشاره می‌کند. این کاربرد تا دهه ۱۹۵۰ برقرار بود و این زمانی بود که اکثر فیلسوفان تحلیلی به صورت مشترک به طرح‌ها و برنامه‌های مشخص و محدودی با مضامین مشترک می‌پرداختند. با این همه هم‌اکنون بسی گمراه‌کننده است که این مکاتب را به ‌تمامی با عنوان فلسفه تحلیلی مشخص کنیم.