ميزگرد مذهب در سينمای ایران
سینما نمیتواند به خودش دروغ بگوید

*بحث ما درباره سينما و مذهب است. اما قبل از اينكه وارد چيستي و چرايي اين ماجرا شويم شايد بد نباشد ببينيم شما اصلاً قائل به حضور مذهب در سينما هستيد؟ آيا با وجود نگاه دولتي كه به اين مقوله وجود دارد ميتوان حرف تازهاي زد؟ نگاهي كه باعث واخوردگي مخاطب شده است، مثل اتفاقي كه براي سينماي دفاع مقدس افتاد.
آذري: مذهب يك بار كاملاً معنايي دارد و اين معنا بيشتر از حيث اعتقاد مورد توجه قرار ميگيرد. اينكه ما چقدر به مقولهاي به نام پرستش اعتقاد داريم. از دين تعاريف بسياري شده اما بحثي كه امروز رواج دارد اين است كه برخي اعتقاد دارند در اين مقوله بايد از «واو» نسبت استفاده كنيم يعني سينما و مذهب. اما خيلي نبايد قائل به واوها بود چون از ماهيت اتفاق ما را دور ميكند. پنج كليدواژه در اين مبحث وجد دارد. اول دكترين؛ دكترين موجود در سينما. مثلاً اگر شما در بعضي كارهاي رومن پولانسكي رگههايي از تفكر ديني ميبينيد، با آن رگه مشتركي كه در فلان فيلمساز هست و من مايل به نام بردن از او نيستم، اين دكترين موجود بايد مشخص شود. دوم پارادايمهاي قائل به اين دكترين هستند. يعني بايد ببينيم چه پارادايمها و سرمشقهايي وجود دارد و اين سرمشقها تا چه اندازه ميتوانند مفيد باشند. مثلاً در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ما سرمشقها اين است كه فلان فيلمنامه ساخته نشود اين تبديل و تبادلها ميتواند هم جاي انكار داشته باشد و هم جاي بحث. سومين مورد كه خيلي هم مهم است اپروج است. نگرش و رويكردي كه در اين زمينه وجود دارد و ميتواند ما را به سمت و سويي راهنمايي كند. بعد ميرسيم به مدل. الگويي كه قرار است در جامعه پياده شود و در نهايت روش و متدي است كه بايد به كار گرفته شود.
ادامه نوشته

*بحث ما درباره سينما و مذهب است. اما قبل از اينكه وارد چيستي و چرايي اين ماجرا شويم شايد بد نباشد ببينيم شما اصلاً قائل به حضور مذهب در سينما هستيد؟ آيا با وجود نگاه دولتي كه به اين مقوله وجود دارد ميتوان حرف تازهاي زد؟ نگاهي كه باعث واخوردگي مخاطب شده است، مثل اتفاقي كه براي سينماي دفاع مقدس افتاد.
آذري: مذهب يك بار كاملاً معنايي دارد و اين معنا بيشتر از حيث اعتقاد مورد توجه قرار ميگيرد. اينكه ما چقدر به مقولهاي به نام پرستش اعتقاد داريم. از دين تعاريف بسياري شده اما بحثي كه امروز رواج دارد اين است كه برخي اعتقاد دارند در اين مقوله بايد از «واو» نسبت استفاده كنيم يعني سينما و مذهب. اما خيلي نبايد قائل به واوها بود چون از ماهيت اتفاق ما را دور ميكند. پنج كليدواژه در اين مبحث وجد دارد. اول دكترين؛ دكترين موجود در سينما. مثلاً اگر شما در بعضي كارهاي رومن پولانسكي رگههايي از تفكر ديني ميبينيد، با آن رگه مشتركي كه در فلان فيلمساز هست و من مايل به نام بردن از او نيستم، اين دكترين موجود بايد مشخص شود. دوم پارادايمهاي قائل به اين دكترين هستند. يعني بايد ببينيم چه پارادايمها و سرمشقهايي وجود دارد و اين سرمشقها تا چه اندازه ميتوانند مفيد باشند. مثلاً در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ما سرمشقها اين است كه فلان فيلمنامه ساخته نشود اين تبديل و تبادلها ميتواند هم جاي انكار داشته باشد و هم جاي بحث. سومين مورد كه خيلي هم مهم است اپروج است. نگرش و رويكردي كه در اين زمينه وجود دارد و ميتواند ما را به سمت و سويي راهنمايي كند. بعد ميرسيم به مدل. الگويي كه قرار است در جامعه پياده شود و در نهايت روش و متدي است كه بايد به كار گرفته شود.
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 2:12 توسط غلامرضا آذری
|