مانند بسیاری از دانش پژوهان ما همچنان در حال اثبات فرضیه های اخیر در پژوهش های ارتباطی هستیم و این آماده سازی (تهیه اطلاعات از پژوهش) مفهوم حقیقت را شکل می دهد. چرا ما باید در موضوعات تجربی با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشیم؟ احتمالا ارتباطات به عنوان یک زمینه مطالعاتی بیشترین رشد را در طول 30 سال گذشته در میان زمینه های دیگر دانشگاهی داشته است. تنها چند زمینه دیگر با رشد پویایی مشابه در 10 تا 30 سال گذشته وجود دارند. شاید بیوتکنولوژی یا علوم رایانه ا ی از این دست باشد.زمانی که ما تحصیلاتمان را آغاز کردیم .اساتیدمان از بنیانگذاران ارتباطات محسوب می شدند و دست کم در زمینه ارتباطات عمومی مهارت داشتند و در نهایت به سراغ قانون رسانه و سیاستهای آن رفتند.امروزه تعداد کمی از آنها باقی ماندند مثل:الیزابت نئول نئومن-دنیس مکوئیل و الیهو کاتز.

 زمان گذشته تعداد مجله ها محدود بود و تحقیق در میان آنها ساده بود اما زمانیکه در رشته "روزنامه نگاری در ارتباطات "تحصیل می کنید اطلاعات شما با پشتوانه  تحقیقات به روز می شود .بنابراین امروزه با 40 یا 50 روزنامه و مجله ممکن است حس بدی به شما القا ء شود و توانایی خواندن این حجم را هم نداشته باشید.

•برطبق پژوهشهای ارتباطات اولین کرسی برای این رشته در اروپا در دانشگاه لایپزیگ در سال 1916 در نظر گرفته شد و 10 سال بعد 5 کرسی را نیز در بر گرفت. نیم قرن بعد تنها 5 بخش در آلمان ارتباطات را به عنوان رشته درسی ارایه می کردند و امروزه آلمان بیش از 40 دپارتمان در این زمینه دارد و صدها دپارتمان در ایالات متحده آمریکا وجود دارد که همچنان هم در حال رشد است. سایر قوانین پایه گذاری شده در علوم انسانی (مثل ادبیات انسانی و تاریخ و علوم اجتماعی) با سرعت در حال رشد هستند و دیر یا زود از حصار ما در ارتباطات خواهند گذشت که جامعه شناس بریتانیایی ”دانیل بل“ آن را جامعه اطلاعاتی نامیده است.                                                               

•..  نشانه هایی از پیشرفت رو به جلو در بنابراین دامنه گسترده برای تحقیق و تفحص وجود دارد. ما خواهان درک جریانات رخ داده و چگونگی واکنش به انها هستیم. آیا ما همچنان در مدیریت شخصیتی بدون آگاهی عمل می کنیم؟ آیا همچنان برای انتقال ادراکمان به دیدگاه جهانی خودمان جهت استفاده از تلویزیون و اینترنت پافشاری می کنیم؟ آیا مردم در مقابل نمایش قدرتمند رسانه مهاجم تر و بی تفاوت تر یا زود باورتر خواهند شد؟ پاسخ به این سوالات ما را به سمت توسعه قوانین سوق می دهد.
 
ضد نظریه 1 : ارتباطات هنوز دارای کمبودها و گمشده های هویتی است؛
 
•مدتها بحث بر سر این مساله بود که آیا ارتباط تماما یک قانون است.معمولا یک قانون تحقیقاتی و دانشگاهی توسط سطح مشخصی از پیوستگی اهداف و نظریه های آن تعریف می شود.مثلا فیزیک را در نظر بگیرید اهداف آن طبیعت است و نظریه های آن روی همدیگر ساخته شده اند. تئوری نسبیت انیشتن بر اساس تئوریهای حرکت نیوتن ساخته شده اند. هیچ کس درباره تئوری ها بحث نمی کند و همه از آنها به عنوان قانون یاد می کنند. حال به سراغ "ارتباطات" می رویم .برخی معتقدند که ارتباطات یک حوزه است تا یک قانون و عموما آن را ارتباطات می خوانند. اما در این جا نمی توان یک هدف معین را مشخص کرد. ارتباطات به عنوان یک هدف اصلی بسیار گسترده است و با جزء جزء زندگی افراد عجین شده است. علاوه بر آن ما هر وجهی از رسانه ارتباطی را نمی توانیم پژوهشهای ارتباطی بنامیم.

 

.  به عنوان مثال: تحقیق روی نا هنجاری های روانشناسی به عنوان تاثیر محتوای خشونت آمیز رسانه در حوزه روانشناسی و تحقیق بر روی دلایل توجه رسانه به آن نیز در حوزه اقتصادی قرار می گیرد نه  ارتباطات و این بحران هویتی از بدو ورود به این رشته در دانشگاه وجود داشته است. زمانیکه بسیاری متقاضی تعریف هویت ارتباطات با استفاده از جامعه شناسی بودند. قائم مقام انجمن جامعه شناسان آلمان درهمایش سالانه انجمن در سال 1930 اعلام کرد: چرا برای تعریف ارتباطات باید از جامعه شناسی کمک بگیریم؟ مانند این است که در بیولوژی علوم مربوط به جوجه و اردک را وارد کنیم! این نکته ضربه سختی به محققان حوزه ارتباطات وارد کرد که هنوز هم اثرات آن دیده می شود.
مباحثه های ما نشان می دهد که ارتباطات یک علم مرکب یا علم اجمالی یا به گفته" لیتل جان" یک میان رشته محسوب می شود. این سه واژه معانی متفاوتی را القاء می کند. علم مرکب یعنی می توانیم از روش ها و نظریه ها در هر قانونی که شامل محتوایی مرتبط با ارتباطات است استفاده کنیم. به عنوان علم اجمالی می توانیم از دانش هر قانونی استفاده کنیم. به عنوان یک میان رشته ما از هر دو تعریف بالا می توانیم استفاده کنیم. اما این تعریف ها هویت روشنی از ارتباطات در اختیار ما قرار نمی دهد                                                                                                                   .               

•. به عنوان مثال: ما تحقیقات راجع به ارتباطات  در حوزه روانشناسی را بسیار خوب انجام دادیم. مثلا: زمانی که رسانه را با" مدیریت حالت" توضیح می دهیم و...ما همچنین تحقیقات راجع به ارتباطات را از لحاظ جامعه شناسی بسیار خوب انجام دادیم.زمانیکه الگوهای واکنشی افراد و یا احساس رضایت اجتماعی آنها را در مقابل استفاده از رسانه توصیف می کنیم. اما هنوز ادعای این که این نتایج نمی توانند خارج از قوانین ما حاصل شوند بی پایه و اساس است.ارتباطات هنوز با کشمکش هایی برای داشتن وضعیتی مستقل درگیر است. اما مشکل هویتی ما همچنان باقی است. کمپ های گوناگونی داریم که در معنای" علم شناسی" بیشتر به صحنه جنگ شبیه اند و این باعث می شود به تئوری و ضد تئوری دوم بپردازیم.

نظریه 2 :ما در روند ارتباطات شواهد تجربی بسیاری را جمع آوری می کنیم؛

 •معنای تجربی در ویژگیهای زیر خلاصه می شود.َالف) نشانه گیری دانش درون –ذاتی. ب)هدف قرار دادن قوانین در توصیف و توضیح رفتارهای انسانی .پ)استفاده از روشهای نظام مند)   تصمیم گیری واقعی راجع به سرنوشت نظریه ها .البته این امر به دو نوع فرضیه بستگی دارد:1 ) تولید درون ذاتی و دانش معتبر فاکتورها ی مهم در تفکیک علوم ازنظام های اجتماعی مثل: خبرنگاری سیاست و ادبیات است.2) انسانها که گرچه از دیگر اهداف علوم جدا هستند.اما می توانند با اصول شناسی مشابه توصیف شوند. البته بر اساس علوم مشابه مثل: اهدافی که در علوم شیمی و فیزیک می بینیم.

امروزه اکثر محققان ارتباطات با روش های تجربی کار می کنند. من معتقدم که ریشه ترکیب علوم دلیلی برای گستردگی دامنه دانش است که ما طی 50 سال شاهد رشد آن بوده ایم.اما این حقیقت وجود دارد که ما گاهی توسط نظریه ها و نظریه های نا مربوط مورد اتهام قرار می گیریم. انسان ها نیز اغلب اطلاعات یا تصاویر مشابه را به صورت های گوناگون درک می کنند. حتی اگر راه دریافت آنها مشابه باشد. آنها مطمئنا به طور متفاوتی واکنش نشان می دهند زیرا عوامل ترکیبی  دیگری در شکل گیری شخصیت دخیل هستند

•نظریه 3 : ما در بسیاری از زمینه ها دقیق و کاملا آگاه عمل کردیم؛

  ما در(ضد نظریه 3)مایل به رها کردن چیدمان هنجاری در تحقیقات تجربی هستیم. یکی دیگر از موضوعاتی که در بحث علم شناسی وجود دارد اهداف و کاربردهای عمومی این علم است.آیا باید در توصیف آزاد باشد؟ یا باید اهداف خاص راجع به زندگی و تعاملات مردم با یکدیگر را دنبال کند؟معادل این شیوه را در خبرنگاری می بینیم. اخبار آراء مقدسی هستند که آزادند.در علوم تفاوتی وجود دارد که در سال 1930 توسط پروفسور" هنس ریشباخ "مطرح شد. او تمایز میان محیط کشف و محتوای توجیهی را نشان داد و این کاررا با نشان دادن غیر قانونی بودن ارزشهای سیاسی یا اجتماعی به عنوان اجزاء تاکید کننده علوم نشان داده است. اما این موضوع همچنان می تواند انگیزه لازم را به محققان برای تحقیق روی موضوع و نظریه دلخواهشان ایجاد کند. ََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََ

• اما ضد نظریه : ده ها سال پیش ما سیاستمداران زیاد و تحقیقات تجربی کمی داشتیم اما امروزه با قرار گرفتن در الگوی تحقیقات تجربی واقع شدیم. ما جهت خود را به سوی سوالات غیر ضروری و نا مربوط تغییر داده ایم.من دو دلیل را برای این تغییر یافتم: اولین آن رشد اصولی این رشته است.  با افزایش تعداد اعضاء در کارسوالات تحقیقاتی هر روز کوچکتر می شود زیرا هر کس برای الف: اجرای الگو و ب: بیهوده پرسه زدن در این الگوها تلاش می کند که سابقا در موضوعات تحقیقاتی مشاهده نمی کردیم. دومین دلیل این است که بسیاری از دانشمندان دارای کمبود علم یا علاقه در تحقیقات هستند ، و این بخشی از مشکلات جامعه گرایی است.

نکته اینجاست که تحقیقات تجربی بدون اهداف قیاسی به راحتی به تحقیقات اختیاری –تصادفی و نامربوط تبدیل می شود، البته مقیاس ها و ارزشها نمی توانند در آزمون های تجربی مورد قضاوت قرار گیرند. اما به راحتی در بیانیه حقوق انسانها و ساختار نظام های اجتماعی آزاد در دسترس هستند. وجه مشترک تمامی تلاشها در تحقیقات ارتباطات می تواند برای تحقق بخشیدن و استفاده از ارزشها و و در واقع" تحقیق در تمایل عموم" باشد و رسیدن به توافق  بر سر این که تمایل عموم بر چیست کار دشواری نیست. محققان با سوابق گوناگون می توانند ارزشهای متعددی را بر اساس واقعیت اجتماعی بیان کنند و در حد ایده آل از شاخه های واقعیت استفاده کنند اما رضایت و موافقت عمومی ارزش تلاش را دارد.
اکنون زمان بهبود این قواعد و مقیاس ها نیست اما من معتقدم در همه جوامع انتخاب ها می توانند بر روی دیگرعوامل تاثیر بگذارند. انتخابها باید با آزادی افراد برای دریافت محیط سرو کار داشته باشد و در این محیط فعالیت کنند َََََََََََََََ

 •. بنابراین این مربوط به دسترسی به اطلاعات و ارتباطات دانش و آموزش و بالاخره قابلیت ارتباطات و تعدد محتوای رسانه –کیفیت محتوای رسانه و سایر جنبه های فراگرد ارتباطات می شود. انتخاب ها دارای ارزشهای انسانی هستند زیرا آنها شرط  لازم برای استقلال فردی است.

•ارتباطات وظایفی دارند تا در تحقیق روی یک مورد  به" ارتباط بهتر" کمک کنند و این دقیقا چیزی است که ذهن افراد را در موضوعات گوناگون بر اساس پاره ای از شواهد شکل می دهد و تاثیر ناچیزی از دیگر جوامع و احتمالات دیگر می پذیرد. بنابراین  مشوقان بزرگ در ارتباطات شخصی- رسانه خبری یا قدرت های اقتصادی در یک مفهوم بین المللی و جهانی باشید.